شبکه های اجتماعی
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
سلام کانال تلگرام
اینستاگرام
گروه: فرهنگ و هنر
ساعت: 13:36 منتشر شده در مورخ: 1399/11/15 شناسه خبر: 1704449
یادداشت دانا بر فیلم «ابلق» آبیار؛

نقدی بر «ابلق» سرکش‌ترین فیلم آبیار / مصلحت نشینان «زورآباد»

نقدی بر «ابلق» سرکش‌ترین فیلم آبیار / مصلحت نشینان «زورآباد»
بدون شک «ابلق»، مهمترین و سرکش ترین فیلم آبیار است. فیلمی که در ناکجاآبادی به نام «زورآباد» روایت می شود. «ابلق» در مرز میان انتقاد و سیاه نمایی حرکت می کند اما به ورطه سیاه نمایی نمی افتد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ نرگس آبیار پیش از این با فیلم سینمایی «شبی که ماه کامل شد» در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، فیلمی که توانست موفقیت‌های بسیاری را در این دوره از جشنواره فیلم فجر کسب کند.

 این کارگردان که معمولاً با آثاری که تولید می‌کند نظر مثبت و منفی منتقدان را به سمت خود جلب می‌کند، این بار با فیلم سینمایی «ابلق» در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. فیلمی که تقریباً با همان ترکیب بازیگران فیلم قبلی خود از جمله الناز شاکردوست و هوتن شکیبا جلوی دوربین برده است، البته در این فیلم سینمایی بهرام رادان، گلاره عباسی و مهران احمدی نیز حضور دارند.

تهیه کنندگی این فیلم را محمدحسین قاسمی همسر و تهیه‌کننده فیلم‌های اخیر نرگس آبیار برعهده داشته است.

بدون شک «ابلق»، مهمترین و سرکش ترین فیلم آبیار است. فیلمی که در ناکجاآبادی به نام «زورآباد» روایت می شود. محله ای حاشیه نشین در اطراف تهران در پشت شهر بازی و برج های بلندی که خبر از فقر و بدختی ساکنین این محل می دهد و از آن طرف آرمان شهری که به آنها نزدیک است.

زورآبادی که گرفتار حاکمی فاسد (به نام جلال) است و در این بین، مردم آنجا از زن، مرد و حتی ریش سفید آن بنا بر ترس و مصلحت اندیشی و با علم بر فساد حاکم، سکوت اختیار می کنند. سکوت برخی به خاطر ترس از بریدن نان و روزیشان است که به دست جلال است و برخی به خاطر آبرو و بعضی مصلحت را بر این می بینند که ظلم جلال را افشا نکنند.

آبیاری که کار خود را با نوشتن رمان و قصه گویی شروع کرده و بعد دنیای فیلمسازی را تجربه می کند، مثل اینکه این بار قصه گویی را فراموش کرده و تقریبا نیمی از زمان فیلم بدون هیچ روایت و داستانی به کلی گویی می گذرد. حالا بگذریم از قاب بندی های شلخته واری که اصرار دارد تمام جزئیات را به رخ بکشد. نماهایی که شاید کمک چندانی به داستان نگفته ابق نکنند.

 داستان فیلم درباره نظربازی و تعدی مردی به نام جلال با بازی بهرام رادان بر «راحله» است. جلال در ظاهر مردی خیر، معتمد محل در شورا و خانواده دوست است ولی جامعه ای که آنقدر درگیر سنتهای غلط و تقدیر و مصلحت گرایی شده است، حاظر است دربرابر ظلم جلال سکوت اختیار کند؛ سکوتی که کودکان آنها را نیز درگیر خود کرده و سوغاتی برای آینده نامشخص آنهاست.

فیلم آبیار با ناامیدی و سیاهی تمام می شود و به جای اینکه «راحله» در برابر ظلمی که دیده ایستادگی کند، درنهایت کارگردان برای او نسخه مهاجرت را پیشنهاد می کند؛ مهاجرتی که پایه های این ظلم را محکم تر می کند.

انتهای پیام/

https://ns.dana.ir/1704449
ارسال نظر
نظرات